لغت نامه دهخدا
نسبو. [ ن َ ] ( ص ) جای لغزان و هموار و صاف. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ص 393 ). نسو. رجوع به نسو شود.
نسبو. [ ن َ ] ( ص ) جای لغزان و هموار و صاف. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ص 393 ). نسو. رجوع به نسو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نخستین ترجمه از رمانهای یو نسبو به زبان فارسی است.
💡 آثار یو نسبو تا کنون به پنجاه زبان مختلف ترجمه و نشر شدهاست. از آن جمله نخستینبار ترجمههای آثاری از این نویسنده به قلم نیما اشرفی در نشر چترنگ منتشر شدهاست. همچنین آثار دیگری از این نویسنده از سوی دیگر ناشران منتشر شدهاست.
💡 میزان فروش کتابهای نسبو در دنیا به بیش از پنجاه میلیون نسخه رسیدهاست. منتقدان کتابهایش را همواره تحسین کردهاند و بسیاری وی را از بهترین رماننویسان ژانر پلیسی جنایی و نوآر حال حاضر دنیا میدانند.[نیازمند منبع]