لغت نامه دهخدا
مچاله کردن.[ م ُ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در میان مشت فشرده گرد کردن: کاغذ را در مشتش مچاله کرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مچاله و مچاله شدن شود.
مچاله کردن.[ م ُ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در میان مشت فشرده گرد کردن: کاغذ را در مشتش مچاله کرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مچاله و مچاله شدن شود.
( مصدر ) ۱ - فشرده و مالیده و له و لورده کردن. ۲ - خرد و خمیر کردن: فلان پهلوان در موقع کشتی حریفش را مچاله کرد و از گود بیرون انداخت.
sgualcire
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ریاضیات توپولوژی خواص فضایی را مطالعه میکند که تحت تغییر شکلهای پیوسته چون کشیدگی، پیچش، مچاله کردن و خم کردن حفظ شده، اما تحت پارگی یا چسباندن حفظ نمیشوند. همانطور که بیان شد بهینهیابی توپولوژی یک روش ریاضی است که با برآوردن محدودیتهای موجود (قیدها) و به حداقل رساندن یک تابع هدف از پیش تعریف شده، توزیع مواد را در یک دامنه طراحی تعریف شده بهینه به دست میآورد. با توسعه روشهای عددی برای طراحی مانند روش المان محدود، بهینهیابی توپولوژی نیز گسترش یافت.