منوش

لغت نامه دهخدا

منوش. [ ] ( اِخ ) وی در تاریخ سیستان پدر نوذر و پسر منوشرود معرفی شده است. رجوع به تاریخ سیستان و منوشرود شود.

فرهنگ فارسی

یا مانوش نام کوهی است که منوچهر در آن کوه متولد شد و آنرا مانوشان هم گویند.

فرهنگ اسم ها

اسم: منوش (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: manush) (فارسی: مَنوش) (انگلیسی: manush)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست

جمله سازی با منوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باده منوش ای پسر که باده کشان را پایه فرهنگ می نماند ستوار

💡 ساقیا از ساغر دوران میِ راحت منوش کاندر این شربت به آخر زهر قاتل می‌دهند

💡 راح ریحانی بجز با یار روحانی منوش این سخن بشنو که از اسرار روحانی بود

💡 ز جام دور خیالی میِ غرور منوش که شربتی ست فرح بخش لیک نافع نیست

💡 زاهدان گویند می باشدحرام و می منوش می اگر باشد به دست وی حلال است این حرام

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز