لغت نامه دهخدا
من غیر. [ م ِ غ َ ] ( حروف جر + اسم ) کلمه نفی یعنی بدون و بجز. ( ناظم الاطباء ).
من غیر. [ م ِ غ َ ] ( حروف جر + اسم ) کلمه نفی یعنی بدون و بجز. ( ناظم الاطباء ).
ماخوذ از تازی کلمه نفی یعنی بدون و بجز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محقق طوسی در بارهٔ حسن و قبح عقلی برخی افعال، علم به «حسن احسان» و «قبح ظلم» را، بیان میکند: «هما عقلیان للعلم بالاحسان و قبح ظلم من غیر شرع»
💡 و آن دم که کند ز پردهٔ ابر ظهور فالناظر یجتلیه من غیر قصور
💡 چون ز من بندند راه آشنائیهای تو هرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
💡 زان عاشقان نیم که بدانم وفای گل من غیر نامرادی بلبل ندیده ام
💡 برفت گرمی بازار همدمی بر باد چنانکه در دل من غیر آه سرد نماند