لغت نامه دهخدا
ممان. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد که در 26 هزارگزی باختری آغ کند واقع است. دارای 1286 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ممان. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد که در 26 هزارگزی باختری آغ کند واقع است. دارای 1286 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی جزئ دهستان کاغذ کتان بخش کاغذ کتان شهرستان هرو آباد استان سوم. در ۲۶ کیلومتری باختری آغکند. کوهستانی گرمسیر. دارای ۱۲۸۶ تن سکنه. آب از چهار رشته چشمه و رودخانه قزل اوزن.
ممان (میانه). ممان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گرمه جنوبی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی در مورد ممان اینرسی اگر برآیند نیروهای وارد بر جسمی صفر باشد ممکن است اندازه حرکت دورانیاش صفر نباشد.
💡 ای گوهر بیرنگ، بدین کان دوم در رنگی شو و سنگی و ممان عاجز و حیران
💡 پیش ران تو ممان پس پرده گر شدی صاف بگذر از درده
💡 به پیچ جعدش و از روی خوب یک جانه به روی گنج ممان اژدهای پیچان را
💡 مرا کس نیست جز تو در جهان نیز چو من مانده نباشم تو ممان نیز