لغت نامه دهخدا
ملیجه. [ م َ ج َ ] ( اِ ) به لهجه دیلمانی، گنجشک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ملیجه. [ م َ ج َ ] ( اِ ) به لهجه دیلمانی، گنجشک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
به لهجه دیلمانی گنجشک.
مورچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطعهٔ زرد ملیجه در آواز دشتی دستگاه شور ساخته شده و دارای وزنی دوضربی است. بخش اول این اثر آهسته و بخش دوم سرعتی تند دارد.
💡 نت قطعهٔ زرد ملیجه در کتاب دورهٔ سوم ویلن (کتاب سوم ردیف صبا) به چاپ رسیدهاست. این قطعه بارها توسط هنرمندان مختلف اجرا شدهاست. از آن میان میتوان به اجرای این اثر با ساز سنتور فرامرز پایور و همراهی تمبک حسین تهرانی اشاره کرد.
💡 ملیجک یا ملیجه در برخی زبانها از جمله زبان بیجاری (گروسی) به معنای گنجشک و زرد ملیجه به معنای نوعی گنجشک زرد مهاجر است.