ملیجه

لغت نامه دهخدا

ملیجه. [ م َ ج َ ] ( اِ ) به لهجه دیلمانی، گنجشک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

به لهجه دیلمانی گنجشک.

ویکی واژه

مورچه

جمله سازی با ملیجه

قطعهٔ زرد ملیجه در آواز دشتی دستگاه شور ساخته شده و دارای وزنی دوضربی است. بخش اول این اثر آهسته و بخش دوم سرعتی تند دارد.
نت قطعهٔ زرد ملیجه در کتاب دورهٔ سوم ویلن (کتاب سوم ردیف صبا) به چاپ رسیده‌است. این قطعه بارها توسط هنرمندان مختلف اجرا شده‌است. از آن میان می‌توان به اجرای این اثر با ساز سنتور فرامرز پایور و همراهی تمبک حسین تهرانی اشاره کرد.
ملیجک یا ملیجه در برخی زبان‌ها از جمله زبان بیجاری (گروسی) به معنای گنجشک و زرد ملیجه به معنای نوعی گنجشک زرد مهاجر است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
علت
علت
گوت
گوت
چهارپایان
چهارپایان
فال امروز
فال امروز