مشکین جو

لغت نامه دهخدا

مشکین جو. [ م ُ / م ِ ج َ / جُو ] ( اِمرکب ) مشکین چاه. مشکین چه. خالی که در رخ معشوق باشد. ( ناظم الاطباء ). خالی سیاه همچند جو:
جوجوم از عشق آنک خالش مشکین جوی است
دل جو مشکینْش دید خر شد و بارم ببرد.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 520 ).

فرهنگ فارسی

مشکین چاه و مشکین چه خالی که در رخ معشوق باشد.

جمله سازی با مشکین جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوجوم از عشق آنک خالش مشکین جو است دل جو مشکینش دید خر شد و بارم ببرد

💡 نوشین مفرح آن لب جو سنگ خال مشکین مشکین جو تو دیدم با جو شدم برابر

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز