عیدوار

لغت نامه دهخدا

عیدوار. [ عیدْ ] ( ص مرکب ) چون عید. بسان عید:
درروزه بودم از سخن، او جامه دو عید
بر من فکند و عهد مرا عیدوار کرد.خاقانی.

جمله سازی با عیدوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روزه بودم از سخن و جامهٔ دو عید بر من فکند و عهد مرا عیدوار کرد

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز