لغت نامه دهخدا
مدح نیوش. [ م َ ] ( نف مرکب ) ممدوح و مخاطب شاعر مدیحه گوی:
هیچ مادح را بهتر ز تو ممدوحی نیست
خاصه امروز که من مادح و تو مدح نیوش.سوزنی.کیمیای زر درویش کف راد تو است
مدح گوینده چنین گوید با مدح نیوش.سوزنی.
مدح نیوش. [ م َ ] ( نف مرکب ) ممدوح و مخاطب شاعر مدیحه گوی:
هیچ مادح را بهتر ز تو ممدوحی نیست
خاصه امروز که من مادح و تو مدح نیوش.سوزنی.کیمیای زر درویش کف راد تو است
مدح گوینده چنین گوید با مدح نیوش.سوزنی.
ممدوح و مخاطب شاعر مدیحه گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیرزی،شادنشین،خصم فکن،دوست نواز سیم ده ملک ستان مدح نیوش ومی خور
💡 نشنود گوش هیچ مدح نیوش در جهان هیچ گوش مدح سرای