گند پیر

لغت نامه دهخدا

گندپیر. [ گ ُ ] ( اِ مرکب ) زال و عجوز، یعنی پیرزن سالخورد. ( غیاث ) ( آنندراج ). گنده پیر: گندپیر خوردی بریخت، گفت: مرا نان خشک آرزوست. ( از ترجمان البلاغه رادویانی ). و گندپیران به جَو منجمی کنند و فال گیرند و از نیک و بد خبر گویند. ( نوروزنامه خیام ). رجوع به گنده پیر شود.

فرهنگ فارسی

پیر سالخورده ( مخصوصا پیر زن ) گند پیران به جو منجمی کنند و فال گیرند و از نیک و بد خبر گویند.

جمله سازی با گند پیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وین کهن گشته گند پیر گران دل ما می چگونه برباید!

💡 گر تو نی آگاهی از این گند پیر منت خبر گویم از این بد فعال

💡 یکی گند پیر است شب زشت و زنگی که زاید همی خوب رومی غلامی

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز