لغت نامه دهخدا
گل کشیدن.[ گ ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) گل کشیدن بر بام یا دیوار؛ گل اندود کردن آن. تطلیه کردن و مالیدن گل بر...( آنندراج ). اندود کردن بام. گل مالیدن:
گلی گر کشی بر ستون سرای
گل افتد نشان لیک ماندبجای.نظامی ( از آنندراج ).
گل کشیدن.[ گ ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) گل کشیدن بر بام یا دیوار؛ گل اندود کردن آن. تطلیه کردن و مالیدن گل بر...( آنندراج ). اندود کردن بام. گل مالیدن:
گلی گر کشی بر ستون سرای
گل افتد نشان لیک ماندبجای.نظامی ( از آنندراج ).
بر بام یا دیوار گل اندود کردن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قید طینتی چه کند با تو جذب پیر که را ز گل کشیدن نی طبع کهرباست