کریمبوس

لغت نامه دهخدا

کریمبوس. [ ک ُ ] ( اِ ) نوعی آرایش گیسو. در نقشهای موجود از اردشیر کلاه وی مدور است و در آن گردن پوشی است به شکل گویی که پارچه نازکی آن را پوشیده است. این گوی در حقیقت یک نوع آرایش گیسوان ( یا کلاه گیس ) است که از بالای دیهیم بیرون آمده و هرتسفلد آن را کریمبوس نامیده و آن اغلب از پارچه ابریشمی که مرواریدنشان یا جواهرنشان است پوشیده شده. ( از ایران در زمان ساسانیان ص 111 و 112 ).

جمله سازی با کریمبوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دربارهٔ ظاهر هرمز یکم یعنی لباس رسمی، تاج و رفتار اجتماعی او همانگونه که در کتاب مصور شاهان ساسانی برای نسل‌های آینده جاودان شده است، حمزهٔ اصفهانی (زادهٔ تقریباً سال ۸۹۳ میلادی، مرگ میان ۹۶۱ و ۹۷۰ میلادی) توصیفی کوتاه دارد. طبق این توصیف هرمز یکم یک پیراهن گلدوزی شدهٔ قرمز رنگ با شلوار سبز پوشیده است. از توصیف تاج او چنین استنباط می‌شود که این تاج احتمالاً از یک کریمبوس سبز و دیهیم طلایی تشکیل شده بود. این که هرمز مسلح با سپر و نیزه سوار بر یک شیر نشان داده شده احتمالاً بازتاب دهندهٔ دلاوری اوست که منابع عربی و مانوی دربارهٔ آن حکایت می‌کنند.

💡 در تقابل با این توصیف کوتاه که در دوران بعدی انجام شده، سکه‌های هرمز یکم تصویری دقیقتر از تاج ارائه می‌کنند. به خاطر دوران حکومت بسیار کوتاه هرمز یکم طبق سکه‌های به دست آمده فقط یک نوع تاج شناسایی شده است و آن شامل کلاهی پخ است که دور آن را دیهیمی طلایی فرا گرفته است و از پشت آن نوارهایی آویزان است و این نوارها آشکارا بر روی سکه دیده می‌شود. آنچه که در تاج هرمز منحصر به فرد است مارپیچ‌هایی است که بر دیهیم طلایی قرار دارد. کریمبوس بلندی که در انتهای زیرین نوارهایی به آن متصل گردیده است از تاج بالاتر قرار می‌گیرد و حتی از حاشیه سکه نیز بیرون می‌زند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز