لغت نامه دهخدا
کره یا. [ ] ( اِخ ) دهی است نوزده فرسخ میانه جنوب و مشرق فلاحی به فارس. ( فارسنامه ناصری ).
کره یا. [ ] ( اِخ ) دهی است نوزده فرسخ میانه جنوب و مشرق فلاحی به فارس. ( فارسنامه ناصری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابتدا پوسته گندم با مرغ، گوشت گوسفند یا گوشت گاو پخته شده در آب، گوشت را خرد کرده و سپس با پوسته گندم مخلوط میکنند. در آخر هنگام سرو غذا کره یا روغن به آن اضافه میکنند.
💡 در دوره کاماکورا ژاپن، دو بار مورد حملهٔ امپراتوری مغول و کشور کره یا گوریئو که در آن زمان تحت سلطهٔ مغول بود، قرار گرفت. جزیرهٔ تسوشیما نخستین محلی بود که هدف این حمله قرار داشت و این حمله بزرگترین رویداد تاریخی است که این جزیره تا بحال شاهد بودهاست.
💡 پلیتبوروی کمیته مرکزی حزب کارگران کره یا دفترخانه سیاسی حزب کارگران کره که سابقاً کمیته سیاسی (به هانگول: 조선로동당중앙위원회정치국) نامیده میشد، عالیترین مرجع اتخاذ تصمیم بین نشستهای کمیته مرکزی حزب کارگران کره است.
💡 در هندسه،"قطاع کروی"، که به عنوان "مخروط کروی" نیز شناخته می شود، بخشی از یک کره یا یک توپ توسط یک مرز مخروطی با راس در مرکز کره تعریف شده است. می توان آن را به عنوان اتحاد یک عرقچین و مخروط که توسط مرکز کره و پایه کلاهک تشکیل شده است توصیف کرد. این آنالوگ سه بعدی بخش یک دایره است.
💡 برای تهیه نیمرو تخم مرغ را در ظرف داغ حاوی کره یا روغن میریزند و نمک و فلفل به آن اضافه میکنند. هنگامیکه تخم مرغ از حالت خامی درآمد و خود را گرفت نیمرو درست شدهاست.