چوگان پرست

لغت نامه دهخدا

چوگان پرست. [ چ َ / چُو گام ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه چوگان معبود او باشد. و این کنایه از کمال شوق بچوگان بازی بود. ( آنندراج ). پرستنده چوگان. که چوگان پرستد. که چوگان تا حد پرستش دوست بدارد. که چوگان را ستایش کند. و چون صفت چرخ قرارگیرد و یا برای چرخ و فلک صفت آورده شود، کنایه از اشتیاق به واژونه گردی و ناراست روی است:
یکی روز کاین چرخ چوگان پرست
ز شب بازی آورد گوئی بدست.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه چوگان معبود او باشد

جمله سازی با چوگان پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویش چوگان پرست و مانده گرفتار گوی سپید مؤیدیش بچوگان

💡 یکی روز کاین چرخ چوگان پرست ز شب بازی آورد گویی به دست

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز