لغت نامه دهخدا
پسر مهران. [ پ ِ س َ رِ م ِ ] ( اِخ ) وزیر ابواحمد محمدبن سلطان یمین الدوله محمودبن سبکتکین. سلطان در حیات خویش پسر مهران را بوزارت محمدمعین کرد و ظاهراً محمد هنگامی که بجوزجان رفت وزیر را با خود بدانجا برد.
پسر مهران. [ پ ِ س َ رِ م ِ ] ( اِخ ) وزیر ابواحمد محمدبن سلطان یمین الدوله محمودبن سبکتکین. سلطان در حیات خویش پسر مهران را بوزارت محمدمعین کرد و ظاهراً محمد هنگامی که بجوزجان رفت وزیر را با خود بدانجا برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از حمله اعراب به ایران و در سال ۲۲ هجری هنگام رسیدن لشکر اعراب به اطراف ری، فرمانروای ری سیاوش پسر مهران پسر بهرام چوبین از مردم دنباوند، طبرستان، گرگان و قومس برای رویارویی با اعراب کمک خواست اما نهایتاً در جنگ شکست خورد. پس از سقوط ری و برافتادن خاندان بهرام، مسمغان مردانشاه از نعیم بن مقرن فرمانده سپاه اعراب درخواست صلح کرد که فدیهای بدهد و نیازی به یاور و حفاظ ندارد و نعیم پذیرفت. طبری متن این صلحنامه را به این صورت آوردهاست: