وفاء

لغت نامه دهخدا

وفاء. [ وَ ] ( ع مص ) به سر بردن دوستی و پیمان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیمان نگاه داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). به سر بردن عهد و پیمان و نگاه داشتن آن. ( از اقرب الموارد ). وفاء ملازمت طریق مواسات و محافظت عهود خلطاء است. ( تعریفات ). || ( اِمص ) به سربردگی عهد و سخن. ضد غدر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وفا شود. || انجام پذیرفتن «وفا». انجام یابندگی «وفا». || ( اصطلاح صوفیه ) عنایت ازلیه را گویند که بی واسطه عمل خیر بود و در لطائف اللغات میگوید وفاء به سر بردن دوستی و عهد و در اصطلاح صوفیه برآمدن از چیزی است که گفته شده در روز میثاق عامه را از عهده ایمان و طاعت ازبرای رغبت جنت و رهبت نار و مر خاصه را عبودیت وقوف است به امر الهی برای امر نه از جهت رغبت و رهبت و مرخاص الخاص را عبودیت است. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). || دراز شدن [ عمر ]. ( از اقرب الموارد ). || درازی: مات فلان و انت بوفاء؛ یعنی بمرد فلان و عمرت دراز باد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با وفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خداوندی رهی دار نامدار، که گوشها گشاده بنام او، دلها اسیر پیغام او، موحّد افتاده در دام او، مشتاق مست مهر از جام او. مهربانی که در عالم بمهربانی خود که چنو، امید عاصیان و مفلسان بدو، درویشان را شادی ببقاء جلال او، منزلشان بر درگاه او نشستنشان بر امید وصال او، بودنشان در بند وفاء او، راحتشان با نام و نشان و یاد او.

💡 «الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ» این تفسیر «اولوا الالباب» است، می‌گوید عهدی که کردند و پیمانی که بستند، روز میثاق بوفاء آن عهد باز آمدند و هیچ نقض نکردند. و گفته‌اند وفاء عهد آنست که امر و نهی که ایشان را الزام کردند در کتاب خدا و سنّت مصطفی بجای آوردند و هیچ خلاف نکردند.

💡 باختن جان در وفاء دوستی دولتی رایگانست! که دوست او را بجای جانست! اگر صد هزار جان داری فداء این وصل کنی حقا که هنوز رایگانست.

💡 و عیونه کعیون اصحاب الهوی بصفاء دمع من وفاء قلوب

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز