هیچ مدان

لغت نامه دهخدا

هیچ مدان. [ م َ ] ( نف مرکب ) هیچ دان. نادان. جاهل و بی علم. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
یارم همه دانی و خودم هیچ مدانی
یارب چه کند هیچ مدان با همه دانی.؟

فرهنگ فارسی

هیچ دان نادان جاهل و بی علم

جمله سازی با هیچ مدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتوی پناه هیچ مدان عمامه کوه بر وفق مدعای کسان مکر ساز کرد

💡 شاها چو ز اول به دو صد عیب خریدی این بنده بی‌فایده هیچ مدان را

💡 ببین و هیچ مبین و بدان و هیچ مدان که خاکپایِ ادب کیمیای دانایی است

💡 نیست تو را قبله دین جز خدای هیچ مدان هیچ مبین جز خدای

💡 هر چیز که دانی جز از او، دان که همه اوست یا هیچ مدان در دو جهان، یا همه او دان

💡 دوش می گفت دل من: بیقین اوست همه فرق بسیار شد از هیچ مدان تا همه دان

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز