نچیده

لغت نامه دهخدا

نچیده. [ ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ناچیده. چیده ناشده:
اندوه گل نچیده میداشت
پاس در ناخریده میداشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

ناچیده. چیده ناشده

جمله سازی با نچیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل با خیال او چو هم آغوش می شود یک گل نچیده است که بیهوش می شود

💡 در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز

💡 مشرب نچیده است تعین به خویشتن باشد به رنگ ظرف، نمایش زلال را

💡 جز میوه حرمان کس از این باغ نچیده ای نخل محبت بجز از این ثمری کن

💡 خمش چو آب گهر می رویم تا دریا نچیده ایم به خود همچو سیل غوغایی

💡 گل در تبسم است که از گلبن مراد برگی نچیده بلبل شیدا خزان رسد

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز