ناخریده
مترادفها
خریداری نشده
لغت نامه دهخدا
ناخریده. [ خ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که خریداری نشده باشد. که خریده نشده است. که برایگان به دست آمده باشد. رایگان. مفت. مجانی:
دُرّ است ناخریده و مشک است رایگان
هر چند برفشانی و هر چند برچنی.منوچهری.اندوه گل نچیده میداشت
پاس گل ناخریده میداشت.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که خریده نشده. ۲ - رایگان مفت: دراست ناخریده و مشک است رایگان هرچند بر فشانی و هر چند برچنی. ( منوچهری ) ۳ - آزاد حر٠
جمله سازی با ناخریده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درست ناخریده و مشکست رایگان هر چند برفشانی و هر چند برچنی
💡 پذیرندهٔ مهر نامت شوم درم ناخریده غلامت شوم
💡 خجسته خامۀ تو، ناخریده در ثمین چو زر ساو شدست از برای نقد شمن
💡 بندگانند ناخریده تو را عاشقان تو یک یک ای دلبر