ناچیده

لغت نامه دهخدا

ناچیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) چیده ناشده و فراهم نشده. ( ناظم الاطباء ). ناگسترده. گسترده نشده. نامرتب. نامنظم. نابسامان. که چیده و آراسته نشده است. || که از درخت چیده نشده است. نچیده. گل و میوه ای که از شاخه و درخت چیده و جدا نشده باشد.

فرهنگ فارسی

چیده ناشده و فراهم نشده ناگسترده.

جمله سازی با ناچیده

💡 بگشا به گل چیده و ناچیده نظر این قسمت آتش است و آن روزی باد

💡 چند باشم زان رخ مستور، قانع با خیال؟ در گریبان تا به کی ریزم گل ناچیده را؟

💡 چید دست اجل ای غنچه نورسته تر یک گل از شاخ امل دست تو ناچیده هنوز

💡 گل ناچیده خرمن می توان کرد به گلزاری که اشکم باغبان است

💡 اجر ناکامی از اندازه حسرت بیش است گل ناچیده این باغ گلابی دارد

💡 ز جوش دل هنوزش ریشه در آبست پنداری به مژگان قطره خون غنچه ناچیده را ماند

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز