لغت نامه دهخدا
نزی. [ ن َ زی ی ] ( ع ص ) عربده گر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سَوّار. ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
نزی ٔ. [ ن َ ] ( ع اِ ) مَشک کوچک. السقاء الصغیر. ( اقرب الموارد ).
نزی. [ ن َ زی ی ] ( ع ص ) عربده گر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سَوّار. ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
نزی ٔ. [ ن َ ] ( ع اِ ) مَشک کوچک. السقاء الصغیر. ( اقرب الموارد ).
عربده گر. سوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلیج ماتاوای، خور یا خلیج کوچکی است، که در ساحل شمالی تاهیتی، بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بادگیر در پلینزی فرانسه واقع شده. این خلیج کوچک در کمون ماهینا، تقریباً ۸ کیلومتری شرق پاپِت پایتخت تاهیتی و پلی نزی فرانسه قرار دارد.
💡 دوتا گر غنچه کیمی چوره نزی نشتر خار ویرمیین گل کیمی الدن قدح می ایچیلین
💡 جزیره ایستر، یکی از غنیترین مجموعه هنر صخرهای در تمام پلی نزی را دارد. حدود ۱۰۰۰ سایت با بیش از ۴۰۰۰ سنگ نوشتهریا، فهرست شدهاند. طرحها و نقشها به دلایل متنوعی تراشیده شدهاند: برای خلق تتمها (ارواح محافظ)، برای مشخص کردن قلمرو یا برای به یادگار نگه داشتن یک شخص یا یک رویداد.