ملک الملوک

لغت نامه دهخدا

ملک الملوک. [ م َ ل ِ کُل ْ م ُ ]( ع اِ مرکب ) شاهنشاه. شاهانشاه. شاه شاهان. پادشاه پادشاهان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
امر ملک الملوک مغرب
هم رتبت کن فکان ببینم.
خاقان جهان ملک معظم
مطلق ملک الملوک عالم.نظامی.|| ( اِخ ) کنایه از خدای تعالی: و در آن مواضع که به روزگار پادشاهان گذشته ملک الملوک را جلت اسماؤه... ناسزا می گفتند امروزه همواره عبادت می کنند. ( کلیله چ مینوی ص 13 ).

فرهنگ عمید

۱. پادشاه پادشاهان.
۲. خدای تعالی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پادشاه پاشاهان شاهنشاه. ۲- خدای تعالی: ودر آن مواضع که بروزگار پادشاهان گذشته ملک الملوک را جلت اسماوه و عمت نعماوه ناسزا می گفتند امروز هموراه عبادت می کنند.

جمله سازی با ملک الملوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدمت ملک الملوک کنید، تا ملوک جهان شما را خدمت کنند.

💡 از پی رزم و نظم دین عزم و ظفر نگر قرین وز ملک الملوک بین نصرت و فتح و یاوری

💡 آری ملک الملوک فضل اوست او مغز و عقول جملگی پوست

💡 تو گدای را توانی ملک الملوک کردن که بصعوه بال و پر دادی و شاهباز کردی

💡 و گفته اند توکّل پاک کردن دلست از شکها و کار با ملک الملوک گذاشتن.

💡 بلی: کجا با عدل خداوند عادل جمع می شود که زبردستی، زیردستی را بیازارد، و دست آن بیچاره از مکافات او کوتاه باشد و حضرت ملک الملوک بر آن مطلع باشد و در صدد انتقام او برنیاید؟

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز