مطایا

لغت نامه دهخدا

مطایا. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مطیة. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). چهارپایها که بر پشت آنها سوار شوند مثل اسب و استر و غیر آن و این جمع مطیه است. ( از غیاث ) ( از آنندراج ): و ابنای حضرت... را به هدایا و عطایا و رغائب و مطایا و رکایب مستظهر گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 293 و 294 ). و سلاطین تحف و هدایای بسیار از خیول و مطایای پربار به حضرت می فرستند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ عمید

= مطیه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مطیه حیوانات سواری مانند شتر و اسب و جز آنها.

جمله سازی با مطایا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اری الحجّاج یزجون المطایا و ها انا ذا مطایا الشّوق ازجی‌

💡 اری الحجّاج یزجون المطایا و ها أنا ذا مطایا الشّوق ازجی.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز