مئاندر
متضادها
مستقیم
لغت نامه دهخدا
مئاندر. [ م ِ ] ( اِخ ) نام باستانی «مندرس » که رودی است در ترکیه آسیا و وارد دریای اژه می گردد و طول آن در حدود 450 کیلومتر است. ( از لاروس ): خشایارشا به وعده خود وفا کرده عازم شد واز رود مئاندر گذشته به یک دو راهی رسید. ( ایران باستان ج 1 ص 717 ). و رجوع به ایران باستان ج 2 ص 918، 999، 1101 و ج 3 ص 2115 شود.
جمله سازی با مئاندر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درپی اتهام همدستی با ایرانیان، تمیستوکلس از یونان گریخت و به دربار اردشیر یکم پناهنده شد. با وی در ایران با احترام برخورد شد و حکومت ماگنزیای مئاندر و چند شهر دیگر آسیای صغیر به او سپرده شد.