لغت نامه دهخدا
قلب شناسی. [ ق َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل قلب شناس:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود؟حافظ.رجوع به قلب شناس شود.
قلب شناسی. [ ق َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل قلب شناس:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود؟حافظ.رجوع به قلب شناس شود.
عمل و شغل قلب شناس: گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ. - یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود ? ( حافظ ۱۴۳ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوبان دل پاک از دل آلوده شناسد در قلب شناسی به ازیشان محکی نیست
💡 قلب آلوده ما سوختی از سنگدلی دل سنگین تو در قلب شناسی محک است