لغت نامه دهخدا
( قصورة ) قصورة. [ ق َص ْ رَ ] ( ع اِ ) خانه آراسته برای عروس.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). حجله عروس. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) قصیرة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): امراءة قصورة؛ ای قصیرة. ( منتهی الارب ).
( قصورة ) قصورة. [ ق َص ْ رَ ] ( ع اِ ) خانه آراسته برای عروس.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). حجله عروس. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) قصیرة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): امراءة قصورة؛ ای قصیرة. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر گنه: مه یارْ مُحکَمْ بی قصوره خودْ حوره، ونه منزلْ وجا به نُوره