فیروز فالی

لغت نامه دهخدا

فیروزفالی. ( حامص مرکب ) مبارکی. میمنت. خوشی. خجستگی. فرخندگی. فال نیک:
مخالف شکن شاه پیروزبخت
به فیروزفالی درآمد به تخت.نظامی.به پایان شد این داستان دری
به فیروزفالی و نیک اختری.نظامی.

فرهنگ فارسی

مبارکی و میمنت خوشی فال نیک

جمله سازی با فیروز فالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مخالف شکن شاه پیروز بخت به فیروز فالی برآمد به تخت

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز