فهارس

لغت نامه دهخدا

فهارس. [ ف َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِفهرس. ( اقرب الموارد ). رجوع به فهرس و فهرست شود.

فرهنگ معین

(فَ رِ ) [ معر. ] (اِ. ) جِ فهرست.

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ فهرس] = فهرس
۲. [جمعِ فهرست] = فهرست

فرهنگ فارسی

جمع فهرس وفهرست
( اسم ) ۱ - جدولی شامل ابواب و فصول کتاب در ابتدا یا انتهای آن ۲ - صورت اسامی چیزی.

ویکی واژه

جِ فهرست.

جمله سازی با فهارس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «دگر نادره‌کاری که جناب دکتر دبیرسیاقی در دورهٔ لیسانس و همچنین دوره‌های دیگر در دانشگاه تهران افتخار شاگردی او را داشت، فخر ادب ایران، بدیع‌الزمان فروزانفر بود. دکتر دبیرسیاقی آنچه را جناب بدیع‌الزمان در باب تاریخ ادبیات ایران در کلاس می‌گفتند، بدون یک کلمه کم یا زیاد، یادداشت می‌کردند. طرفه آنکه موقع تنظیم یادداشت‌ها برای چاپ‌سپاری، چند سال وقت صرف تحشیه و تنظیم فهارس کتاب می‌کردند.»

💡 فهرست مطالب هر جلد در ابتدای آن و فهارس مردان نامدار و اعلام در پایان جلد چهارم ذکر شده‌است.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز