لغت نامه دهخدا
فنان. [ ف َن ْ نا ] ( ع اِ )گورخر که تگ و رفتار گوناگون دارد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حمارالوحش. ( فهرست مخزن الادویه ).
فنان. [ ف َن ْ نا ] ( ع اِ )گورخر که تگ و رفتار گوناگون دارد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حمارالوحش. ( فهرست مخزن الادویه ).
صاحب فن، هنرمند، به معنی گورخرهم میگویند
گورخر که تگ و رفتار گوناگون دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فنون هنر طبیعت تو گشته مانند یک فنان ماهر
💡 ریگ هامون جمله چون صاحب فنان در ترنم متفق با مؤمنان
💡 خدیو کشور دانش نظام ملت و دین که هست در همه فن همچو یک فنان بکمال
💡 بیگمان از چشم فنان نگار اندوخته است این همه شوخی که اندر نرگس شهلاستی