فصاح

لغت نامه دهخدا

فصاح. [ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فصیح و فصیحة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فصیح و فصیحة شود.

جمله سازی با فصاح

💡 رآنی الهوی یوما الاعب غفلتی فصاح علینا صیحه العشق والکم