لغت نامه دهخدا
فرنوخوس. [ ف َ ] ( اِخ ) یکی از صاحب منصبان معاصر کوروش کبیر هخامنشی. ( از ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 352 ).
فرنوخوس. [ ف َ ] ( اِخ ) یکی از صاحب منصبان معاصر کوروش کبیر هخامنشی. ( از ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 352 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درحالی که اسکندر مقدونی در اسکندریه اسخاته در نزدیکی سیردریا بود، به او خبر رسید که اسپیتامن سغدیان را شورانده و نیروهای مقدونی حاضر در سمرقند (از شهرهای سغد) را محاصره کرده است. اسکندر که در آن زمان خود قادر نبود کارزار علیه اسپیتامن را رهبری کند، یکی از سرداران خود به نام فرنوخوس از اهالی لیکیه را مامور سرکوب شورش سغد و بلخ کرد. با این حال، اسپیتامن به سختی او را شکست داد و سپاه مقدونی بیش از ۲۰۰۰ پیاده و ۳۰۰ سواره نظام را از دست داد.