لغت نامه دهخدا
فرمین. [ ف َ ] ( اِ ) به معنی فرمان است و اماله آن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
هر دلی کز سرکشی ننهاد سر برهیچ خط
زیر زلف او کنون سر بر خط فرمین نهاد.معزی ( از آنندراج ).
فرمین. [ ف َ ] ( اِ ) به معنی فرمان است و اماله آن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
هر دلی کز سرکشی ننهاد سر برهیچ خط
زیر زلف او کنون سر بر خط فرمین نهاد.معزی ( از آنندراج ).
به معنی فرمان است و اما له آن.
اسم: فرمین (پسر) (فارسی) (تلفظ: farmin) (فارسی: فرمین) (انگلیسی: farmin)
معنی: فرمان
💡 ارنست همینگوی، نویسنده برجسته آمریکایی، در سال ۱۹۲۶ رمان خورشید همچنان طلوع میکند را نوشت. وی در این کتاب اشارات فراوانی به فستیوال سن فرمین داشت که در مشهوریت جهانی این فستیوال کمک شایانی کرد. وی شخصاً از شیفتگان این فستیوال بود.