پراگندگی
مترادفها
پخش شدن، پراکندگی، انتشار
متضادها
تمرکز، تجمیع، انسجام
لغت نامه دهخدا
پراگندگی. [ پ َ گ َ دَ / دِ ] ( حامص ) رجوع به پراکندگی شود.
فرهنگ معین
(پَ گَ دِ )(حامص. ) پریشانی، تفرقه.
ویکی واژه
پریشانی، تفرقه.
جمله سازی با پراگندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی فقط برخورد بین پرتو و نمونه در نظر گرفته شود، یک اتم از نمونه معمولاً به عنوان مرکز پراکندگی شناخته میشود. در آزمایشهای شتابدهندهها هر دو ذره برخورد کننده شتاب داده شدهاند، پس هر دو ذره میتوانند ذره پراکنده شده یا مرکز پراگندگی باشند. وقتی یک ذره به وسیله یک قسمت گسترده پراکنده میشود، مرکز پراکندگی چند گانه در نظر گرفته میشود.