پختو

لغت نامه دهخدا

پختو. [ پ ُ ت َ ] ( اِ ) در لهجه مردم دامغان قسمی کبوتر و این ظاهراً اصل کلمه فاخته عرب است.
پختو. [ پ ُ ] ( اِخ ) پشتو.یکی از لهجه های فارسی معمول در بعض طوائف روستائی وصحرانشین افغان. و این زبانی نهایت بدوی است و از آن زبان شعر و کتابت کردن تکلف و تجشمی بیهوده است.
پختو. [ پ َ ] ( اِ ) تندر. رعد. ( لغت فرس اسدی ):
عاجز شود از اشک و غریو من
هر ابر بهارگاه با پختو.رودکی.و این کلمه در بعض لغت نامه ها پخنو آمده است بهمین معنی.

فرهنگ عمید

= پشتو

فرهنگ فارسی

لهجه و زبانی درافغانستان و آن شعبه ایست از زبانهای ایرانی و ظاهرااز پشتون (پختون ) ( نام قوم ساکن افغانستان ) ماخوذ است. این زبان با سنسکریت و اوستا قرابت دارد.الفبای پشتو ماخوذ ازالفبای فارسی ( نستعلیق ) است.
تندر رعد

جمله سازی با پختو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زبان پشتو در اصل جزئی از زبان‌های ایرانی است. قواعد آواشناسی نشان می‌دهد که واژه پشتو شکل دیگرگون‌شده‌ای از همان واژهٔ پَرْسَوا (به معنی پارسی) است. بطلمیوس هم آن را پکتین نوشته‌است؛ بنابراین نام پشتو از همان پکهت – پکتویس – پکتین ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ می‌شود. اغلب پشتوزبانان در افغانستان، به خوبی زبان فارسی را می‌دانند ولی برعکس آن صادق نیست. زبان فارسی زبان نَخُست یا دوم ۷۷ درصد مردم افغانستان است.

💡 بسیاری از مردم ساکن در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان به زبان پختو صحبت می‌کنند و این زبان ریشه تاریخی بسیار عمیقی در منطقه دارد.

💡 برای یادگیری زبان پختو باید ابتدا با الفبای خاص این زبان آشنا شوید و سپس تمرینات شنیداری را برای تقویت مهارت‌های خود به طور مداوم انجام دهید.

💡 کتابخانه‌های بزرگ در منطقه دارای مجموعه‌های ارزشمندی از متون ادبی به زبان پختو هستند که میراث فرهنگی این ملت را به خوبی حفظ کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران