وارون کردن
مترادفها
برعکس کردن، واژگون کردن، دگرگون کردن
متضادها
راست کردن
لغت نامه دهخدا
وارون کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) واژگون کردن. وارونه کردن. باژگون کردن. معکوس ساختن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - واژگون کردن سرنگون ساختن. ۲ - دیگرکون کردن تغییر دادن.
جمله سازی با وارون کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رومیفیدین به عنوان آگونیست در زیرگروه گیرندههای آدرنرژیک α۲ عمل میکند. عوارض جانبی میتواند شامل برادیکاردی و افسردگی تنفسی باشد. اغلب در کنار سایر داروهای آرامبخش یا مسکن مانند کتامین یا بوتورفانول استفاده میشود. یوهیمبین میتواند به عنوان یک پادزهر برای وارون کردن سریع اثرات استفاده شود