لغت نامه دهخدا
نیکونیت. [ نی ی َ / ی َ ] ( ص مرکب ) خوش نیت. خوش قلب. نیک خواه:
از خداوند نظر چشم همی داشت جهان
به جهان داری نیکونیت و خوب سیر.فرخی.درخت بدنیت خوشیده شاخ است
شه نیکونیت را پی فراخ است.نظامی.
نیکونیت. [ نی ی َ / ی َ ] ( ص مرکب ) خوش نیت. خوش قلب. نیک خواه:
از خداوند نظر چشم همی داشت جهان
به جهان داری نیکونیت و خوب سیر.فرخی.درخت بدنیت خوشیده شاخ است
شه نیکونیت را پی فراخ است.نظامی.
( صفت ) کسی که قصد و اندیش. وی همیشه نیکو باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خداوند نظر چشم همیداشت جهان بجهانداری نیکو نیت و خوب سیر