لغت نامه دهخدا
نیکوسرانجام. [ س َ اَ ] ( ص مرکب ) نیک سرانجام. ( ناظم الاطباء ). خوش فرجام. نیک فرجام. خوش عاقبت. عاقبت به خیر:
به از نام نیکو دگر نام نیست
بد آنکس که نیکوسرانجام نیست.نظامی.
نیکوسرانجام. [ س َ اَ ] ( ص مرکب ) نیک سرانجام. ( ناظم الاطباء ). خوش فرجام. نیک فرجام. خوش عاقبت. عاقبت به خیر:
به از نام نیکو دگر نام نیست
بد آنکس که نیکوسرانجام نیست.نظامی.
( صفت ) کسی که زندگانیش بخجستگی انجام پذیرفته: عاقبت بخیر.
💡 اگرچه دیر ماند نام نیکو سرانجام ای پسر آن هم نماند