نیکو خو
مترادفها
خوشخلق، نیکسرشت، پاکنهاد
متضادها
بدخو، بدطبع، بدجنس، بدکردار
لغت نامه دهخدا
نیکوخو. ( ص مرکب ) نیک خو. نکوخو. ملایم. که تندخو و سرکش نیست: دلاورترین اسبان کمیت است... و بانیروتر و نیکوخوتر خنگ. ( نوروزنامه ).
فرهنگ فارسی
نکیخو. نکو خو. ملایم. که تند خو و سرکش نیست.
جمله سازی با نیکو خو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگفت: صحبت با فاسقان نیکو خو دوستر دارم از آنکه باقرای بدخو.