نیمه روز
نیمروز یا نیمه روز، که در ساختار خود ترکیبی مرکب است، در زبان فارسی معانی متعددی را در بر میگیرد که اصلیترین آنها به زمان اشاره دارد. به طور کلی، این اصطلاح در مفهوم نخست به نقطهی اوج روز، یعنی ظهر، اطلاق میشود؛ لحظهای که خورشید در بالاترین ارتفاع خود قرار داشته و سایهها به کوتاهترین حالت ممکن میرسند، که این معنا با وسط روز و ظهر مترادف است. این مفهوم، لحظهای دقیق و محوری در گذر زمان روزانه را مشخص میسازد و در ادبیات کلاسیک فارسی به کرات برای نشان دادن اوج روشنایی و گرمای روز به کار رفته است.
علاوه بر دلالت بر نقطه میانی روز، نیمه روز به معنای نصف کامل یک روز نیز به کار میرود. این کاربرد، یک بازه زمانی معین و مدید را تداعی میکند؛ خواه این بازه از آغاز صبح تا ظهر امتداد یابد، خواه از ظهر تا غروب خورشید به طول انجامد. این تقسیمبندی زمانی، بهویژه در متون قدیمیتر، برای توصیف مدت فعالیت، استراحت یا سفر به کار میرفت و بیانگر گذشتن بخش قابل توجهی از روشنایی روز بود. اشارهی شاعر بزرگ، سعدی شیرازی، در بوستان به یک نیمه روز گذرانده شده، این معنای دومی، یعنی یک دورهی زمانی کامل، را تقویت میکند.
مترادفها
ظهر، نیمروز
متضادها
نیمه شب
لغت نامه دهخدا
نیمه روز. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نیمروز. وسط روز. ظهر. || نصف روز. از صبح تا ظهر یا از ظهر تا شب:
چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز
فتاد اندر او ز آتش معده سوز.سعدی ( بوستان چ یوسفی ص 142 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - وسط روز و آن هنگام رسیدن آفتاب است بر دایر. نصف النهار ظهر: (( سادس ماه ربیع الاخر اندر نیم روز روز آدین. بحکم کردگار ذوالمنن... ) ) ( حافظ. ۳۷٠ ) یا پادشاه ( سلطان ) نیم روز ( نیمروز ). ۱ - آفتاب. ۲ - آفتاب.
جمله سازی با نیمه روز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اول صبح تا به نیمه روز من سفر ساز و او مسافر سوز
💡 گرد یک نیمه روز فروردین زلفش از تیره مه دو شب دارد
💡 آفتابم به نیمه روز رسید که بود نیمه روز وقت زوال