نیمه راه
مترادفها
میانراه، نیمهراه
لغت نامه دهخدا
نیمه راه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) وسط راه. در اثنای راه. در بین راه:
سواری فرستم به نزدیک شاه
بدان تا به پیش آیدت نیمه راه.فردوسی.- امثال:
از نیمه راه ضرر برگشتن منفعت است.
|| راه سنگ فرش شده. راه پیاده رو. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) که رفاقت به پایان نرساند. ( یادداشت مؤلف ). نیم راه. رجوع به نیم راه شود.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - وسط راه. ۲ - راه پیاده رو. یا رفیق نیمه راه. کسی که مقداری از راه سفر را با دیگری طی کند و سپس از همراهی با وی خود داری کند.
جمله سازی با نیمه راه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محدوده این گویش در آنگولا، شرق گروتفونتین، نامیبیا، نیمه راه مرز بوتسوانا و اشمیدتریف، غرب کیمبرلی در آفریقای جنوبی است.
💡 بارها سیلاب را در نیمه راه افکنده ام آهنین پایی چو من در حلقه زنجیر نیست
💡 اسماعیل حاجیپور، عضو شورای شهر رشت با همکاری سامیر رجب اف سرمایهدار اهل جمهوری آذربایجان با خرید امتیاز تیم رهپویان رضوانشهر و تغییر نام آن به داماش گیلانیان مالکیت آن را برعهده گرفتند. اگرچه در نیمه راه سرمایهگذار با فشارهای گوناگون از تیمداری انصراف داد.
💡 این شهر در مرز قرقیزستان، در استان فرغانه و در نیمه راه خوقند به فرغانه واقع شدهاست و با این دو شهر، تقریباً ۵۰ کیلومتر فاصله دارد.
💡 و یا ز شدت باران و برف و برد هوا به نیمه راه به جایی بماند خواه مخواه
💡 جنون رشک را نازم که چون قاصد روان گردد دوم بی خویش و گیرم نامه اندر نیمه راه از وی
💡 بسیاری از پروژههای بزرگ عمرانی در کشور به دلیل کمبود بودجه و مشکلات مدیریتی، در نیمه راه متوقف شده و ناتمام ماندهاند.
💡 ما در نیمه راه مسیر کوهستانی احساس خستگی میکردیم، اما تصمیم گرفتیم برای رسیدن به قله، تمام توان خود را به کار بگیریم.
💡 نباید در نیمه راه تلاش و پشتکار خود را از دست بدهید، زیرا رسیدن به موفقیتهای بزرگ نیازمند استقامت در برابر سختیها است.