نیم نظر

لغت نامه دهخدا

نیم نظر. [ ن َ ظَ ]( اِ مرکب ) اندک التفاتی. مختصر عنایتی:
آنچه سلطان کند به نیم نظر
نکند دولت این درست بدان.فرخی.صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می کنند.حافظ.

فرهنگ فارسی

اندک التفاتی. مختصر عنایتی

جمله سازی با نیم نظر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شک نیست که از نیم نظر کار برآید آن را که دلیل آصف اعجاز سخن شد

💡 الماس را به نیم نظر می کند عقیق داغی که شد سهیل دل خونچکان ما

💡 پیش بردم به صبوری همه جا وآخر عمر بردی از نیم نظر حاصل ایام مرا

💡 سپاه غمزه به چشم سیه سپرد و شکست به صرف نیم نظر قلب صف شکن ها را

💡 همه جا جلوه حسن تو و مشتاق وصال همه تن دیده و بر نیم نظر قادر نیست

💡 ای آن که سنگ را به نظر لعل می کنی بخت مرا به نیم نظر ارجمند کن