نیستن

مترادف‌ها

نبودن

متضادها

بودن، هستی، وجود

لغت نامه دهخدا

نیستن. [ ت َ ] ( مص ) نابود بودن. معدوم بودن. ( ناظم الاطباء ). مورد استعمال نیست.

فرهنگ فارسی

نابود بودن. معدوم بودن. مورد استعمال نیست.

جمله سازی با نیستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زنان در ترکمنستان نیمی از جمعیت حدود ۵۰٫۸٪ جمعیت این کشور را تشکل می‌دهند. زنان در ترکمنستان عموماً حقوق کمتری نسب به مردان دارند، و به دلیل سانسور دولتی مطالعه حقوق زنان دشوار است. طبق ماده ۱۸ قانون اساسی ترکمنستان زنان و مردان داری حقوق برابر می‌باشند، زنان در این کشور مجاز به تشکیل تشکل‌های مستقل برای خود نیستن و باید تشکل‌های آنها زیر نظر اتحادیه زنان ترکمنستان ثبت شوند. زنان ۱۶ درصد پارلمان این کشور را تشکیل می‌دهند.

💡 در متنی که در کنار کاریکاتور و تحت عنوان «گفتمان» آمده نوشته شده: «... مشکل اینجاست که سوسک زبان آدم حالیش نمی‌شه. دستور زبان سوسکی هم آن‌قدر سخته که هشتاد درصد خود سوسکا هم بلد نیستن و ترجیح می‌دن به زبان‌های دیگه حرف بزنن. وقتی سوسکا زبون خودشونو نمی‌فهمن شما چه‌جوری می‌خواین بفهمین؟!...»

💡 بسیاری از مردم فکر می‌کنند که مشکلات اقتصادی به راحتی با تغییر دولت حل می شوند، اما واقعیت این است که راهکارهای عمیق‌تری لازم است و آن‌ها نیستن.

💡 در این محله قدیمی، خانه‌های بزرگ و باشکوهی که در گذشته دیده می‌شدند، دیگر به آن شکوه و عظمت سابق در میان مردم و جوانان نیستن.

💡 اگر فکر می‌کنی که بدون تلاش و پشتکار می‌توان به موفقیت‌های بزرگ در زندگی دست پیدا کرد، باید بدانی که چنین رویاهایی در دنیای واقعی نیستن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران