نگذشتن
مترادفها
گذشت نکردن، عبور نکردن
متضادها
گذشتن، بخشیدن
لغت نامه دهخدا
نگذشتن. [ن َ گ ُ ذَ ت َ / ن َ ذَ ت َ ] ( مص منفی ) مقابل گذشتن.
فرهنگ فارسی
مقابل گذاشتن
جمله سازی با نگذشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رحم بر شبنم ما کن که درین عبرتگاه آب گردیدن و از خود نگذشتن ستم است
💡 کلفت زندگی از مرگ بتر میباشد شمع ما را ز سر خود نگذشتن تیغ است