لغت نامه دهخدا
نکوبیده. [ ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوبیده. مقابل کوبیده. رجوع به کوبیده شود.
نکوبیده. [ ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوبیده. مقابل کوبیده. رجوع به کوبیده شود.
کوبیده ناشده. نا کوبیده. مقابل کوبیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبگوشت که به آن دیزی هم میگویند، یکی از خوراکیهای سنتی ایرانی شامل گوشت، دنبه گوسفند، پیاز، سیبزمینی، گوجهفرنگی (یا رب گوجهفرنگی)، نخود و لوبیا است که در دو مرحله میل میشود؛ اول آب آن را با تکههای نان یا ترید میل میکنند (جهت مصرف مفید نان خشک) و بقیه مواد را نیز با گوشتکوب کاملاً کوبیده یا نکوبیده با نان، پیاز و چاشنی مانند ترشی و سبزیخوردن میخورند که به گوشتکوبیده مشهور است. در صورت پختهشدن آبگوشت در ظروف سنگی،آن را دیزی سنگی مینامند.