نکو فعل

مترادف‌ها

کار نیک، عمل صالح، کار خوب

متضادها

بدی، عمل زشت

لغت نامه دهخدا

نکوفعل. [ ن ِ ف ِ ] ( ص مرکب ) نکوکردار. خوش رفتار:
نام نیکو را بگستر شو به فعل خویش نیک
تات گوید ای نکوفعل آنکه او آوا کند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

نکو کردار. خوش رفتار.

جمله سازی با نکو فعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گویی از اسم نکو مرد نکو فعل شود نی چو بد باشد تن اسم ورا تاوان نیست

💡 شاخ وفا را به نکو فعل خویش بر ور بی‌خار کم‌آزار کن

💡 دیدم پریر ساده غلام بخارئیی زیبا و دلفریب و نکو فعل و خوب قول

💡 انسان‌های نکو فعل با انجام کارهای خیرخواهانه و کمک به نیازمندان، همواره در جامعه مورد احترام و تکریم قرار می‌گیرند و یادشان در دل‌ها زنده می‌ماند.

💡 در آموزه‌های اخلاقی، تاکید زیادی بر این موضوع وجود دارد که فرد باید سعی کند در تمامی شئون زندگی، رفتاری نکو فعل و شایسته داشته باشد.

💡 او با داشتن شخصیتی نکو فعل و اخلاق نیکو، توانست ارتباطات بسیار دوستانه و پایداری با تمامی همسایگان و اطرافیان خود در محله برقرار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران