نکو سخن

لغت نامه دهخدا

نکوسخن. [ ن ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) خوش سخن. نکوگوی. که سخن نیکو گوید:
نیکودل و نکونیت است و نکوسخن
خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان.فرخی.

فرهنگ فارسی

خوش سخن. نکو گوی. که سخن نیکو گوید.

جمله سازی با نکو سخن

💡 قدر و بهای مرد نه از جسم و فربهی است بل مردم از نکو سخن و عقل پر بهاست

💡 جان را به نکو سخن بپرور زین بیش مگر گرد دیوان

💡 نیکو دل و نکو نیتست و نکو سخن خوش عادتست وطبع خوش او را و خوش زبان