لغت نامه دهخدا
نژد. [ ن ِ ] ( ص ) اندوهگین. حزین. || مرد بزرگ و استاد. || خداوند. || حارس. نگهبان. ( ناظم الاطباء ) ( اشتنگاس ).
نژد. [ ن ِ ] ( ص ) اندوهگین. حزین. || مرد بزرگ و استاد. || خداوند. || حارس. نگهبان. ( ناظم الاطباء ) ( اشتنگاس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرش خوار گیرد بماند نژد نتابد برو آفتاب بلند