لغت نامه دهخدا
نوک برگشته. [ ن َ / نُو / نو / نُک ْ ب َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه که سرش برگشته ومنحنی باشد: بینی نوک برگشته. ( فرهنگ فارسی معین ).
نوک برگشته. [ ن َ / نُو / نو / نُک ْ ب َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنچه که سرش برگشته ومنحنی باشد: بینی نوک برگشته. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) آنچه که سرش برگشته و منحنی باشد: (( بینیی نوک برگشته دارد. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کفش بانوان سیستانی تختهای چوبی است که رویه آن چرمی است و افراد معمولی از آن استفاده میکنند. اُرسیهای سرکج یا نوک برگشته مخصوص افراد متمول است.
💡 آنچه که از نوشتههای بروکوپ مورخ یونانی بر میآید در قرن پنجم میلادی تختههای خمیده به منظور حرکت بر روی برف متداول بودهاست. تاریخ نویسان قدیم یونان از کتابهای خود از نژادی موسوم به (اسکیدفینار) نام میبرند که به نام قوم «فین» در جنوب اروپا و قسمتی از آسیا به قبیلههای مختلفی تقسیم شده بودند و در نتیجه اختلافاتی بین آنان حکم فرما بود. عده ای از آنها با استفاده از تختههای نوک برگشته که میتوانستند با آن روی برف راه بروند علیه عده ای دیگر که از این فن اطلاعی نداشتند قیام کردند و حریف را شکست میدادند.