نوسوار

لغت نامه دهخدا

نوسوار. [ ن َ / نُو س َ ] ( ص مرکب ) آنکه تازه شروع به سواری کرده باشد. ( آنندراج ):
همی نوسواریش پنداشتند
چو خود از سر شاه برداشتند.فردوسی.دیگری دارد عنانت همچو طفل نوسوار
گرچه در ظاهر عنان اختیارت داده اند.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه تازه شروع به سواری کرده باشد ٠

جمله سازی با نوسوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگری دارد عنانت را چو طفل نوسوار گرچه در ظاهر عنان اختیارت داده اند

💡 در دست اگر چه هست به ظاهر عنان مرا چون طفل نوسوار مرا اختیار نیست

💡 چون طفل نوسوار به میدان اختیار دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست

💡 می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار آن که می دارد عنان اختیار از من دریغ

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز