لغت نامه دهخدا
نوروزماه. [ ن َ / نُو ] ( اِ مرکب ) فروردین. حمل. نوروزمه:
آمد نوروزماه با گل سوری به هم
باده سوری بگیر بر گل سوری بچم.منوچهری.نیز رجوع به نوروزمه شود. || در تداول مازندرانیان، ماه اسفندارمذ. ( یادداشت مؤلف ).
نوروزماه. [ ن َ / نُو ] ( اِ مرکب ) فروردین. حمل. نوروزمه:
آمد نوروزماه با گل سوری به هم
باده سوری بگیر بر گل سوری بچم.منوچهری.نیز رجوع به نوروزمه شود. || در تداول مازندرانیان، ماه اسفندارمذ. ( یادداشت مؤلف ).
فروردین. حمل. نوروزمه. یا در تداول مازندرانیان: ماه اسفند ارمذ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمد نوروز ماه می خور و می ده پگاه هر روز تا شامگاه، هر شب تا بامداد